۱۳۹۰ شهریور ۱۲, شنبه

آذربایجان به ایران درس انقلاب داد،آذربایجان گفت تظاهرات سکوت معنا ندارد باید فریاد برآورد و خروشید،یاشاســــــــــــــین

مشکین نیوز:تبریزاین احیاگر نهضتهای ناکام ایرانیان اینبارنیز مشق فداکاری استقامت وپیگیری مطالبات به تهران می آموزد تهرانی که تن به راهپیمایی سکوت داده بوداکنون ازآذربایجان بیاموزد که سکوت رسم انقلاب نیست واگرمقابل پاسداری که زن ومرد معترض راباوحشیانه ترین ابزارها سرکوب میکندبه راهپیمایی سکوت اکتفاکنی یقیناشکست خواهی خورد.
http://meshkinnews.blogspot.com/2011/09/blog-post_8092.html

۱۳۹۰ تیر ۲۱, سه‌شنبه

فراخوان الله اکبر اعتراضی به مرگ خاموش تدارک دیده شده برای زندانیان سیاسی در آستانه نیمه شعبان(پنجشنبه،جمعه،شنبه)

نظام ولایی به تولییت آیت الله علی خامنه ای مدتی است که از رسیدگی به حال زندانیان سیاسی در بند خودداری می کند.نمونه دردناک آن مرگ مرحوم رضا هدی صابر فعال سیاسی-اجتماعی در اثر عدم رسیدگی به وضعیت بیماری وی در زندان و ممانعت زندانبانان از رساندن وی به مراکز درمانی و نیز کتک کاری وی در شرایط بیماری بوده است.هم اکنون نیز جان مریم مجد عکاس ورزشی در اوین در خطر است وی از ناراحتی کلیه رنج میبرد و اجازه مداوا به وی یا ملاقات اعضای خانواده با وی را نداده اند.
به گزارش جرس": مریم مجد عکاس ورزشی در شرایط جسمی نامناسب در بند ۲۰۹ اوین بسر می برد. به گزارش کلمه، منابع خبری نزدیک به وی اعلام کردند این عکاس روز گذشته در تماسی که با خانواده خود داشت گفت از درد شدید کلیه رنج می‌برد و از جمعه گذشته نتوانسته غذا بخورد. وی به بیماری‌های قلب و کلیه مبتلا ست و مدتی پیش از بازداشتش در بیمارستان بستری شده بود. مریم مجد، عکاس – خبرنگار تخصصی ورزش زنان است که سابقه همکاری با مجله زنان، خبرگزاری ایسنا و روزنامه ورزشی تماشا دارد. وی قرار بود روز ٢٧ خرداد به آلمان برای پوشش خبری رقابت های جام جهانی زنان سفر کند که نرفتن وی شبهاتی را ایجاد کرد و در نهایت اعلام شد وی در بازداشت بسر می برد. "
عیسی سحرخیز طی نامه ای به نماینده ویژه حقوق بشر سازمان مللچنین نوشته است:"
مرگ خاموش ما را تدارک دیده اند؛ عامدانه می خواهند نابودمان کنند
مرگ خاموش ما را تدارک دیده اند؛ عامدانه می خواهند نابودمان کنند
جــرس: در آستانۀ تصمیم نهایی گزارشگر ویژۀ حقوق بشر سازمان ملل برای سفر به ایران، عیسی سحرخیز، زندانی سیاسی و از فعالان مطبوعاتیِ محبوس در زندان رجایی شهر، طی نامه ای به این مقام بین المللی اظهار داشت "از شما انتظار دارم که هر چه سریع تر جهت مسافرت به ایران اقدام نمایید و در این مهم، تاخیری نداشته باشید. چنانچه حاکمیت از ورود شما به کشور و ملاقات با زندانیان سیاسی ممانعت به عمل آورد، خود به تنهایی طشت رسوایی حاکمیتی خواهد بود که همه چیزش بر دروغ بنا شده است."

به گزارش وبگاه فرزند عیسی سحرخیز، این زندانی سیاسی در نامه خود به احمد شهید همچنین آورده است "شما به حکم انسانیت، و به حکم مسئولیتی که بر شما تفویض شده است، تعهد دارید که هر آنچه در توان دارید، بکار ببندید، تا سریع تر افکار عمومی دنیا را نسبت به اقدامات شنیعی که در پشت این دیوارها می گذرد خبر دار کنید. امیدوارم که متوجه ارزش پربهای زمان در این مورد باشید و بدانید که هرگونه تاخیر در این اقدام، محصولی جز مرگ دیگر زندانیان سیاسی نخواهد داشت."

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

جناب آقای دکتر احمد شهید
با سلام،
اینجانب عیسی سحرخیز، از زندانیان سیاسی بازداشت شده در پی کودتای انتخاباتی سال 2009، که با گذشت نیمی از دوران محکومیت، اجازه برخورداری یک روزه نیز از حق قانونی خود در استفاده از مرخصی، حتی جهت درمان پزشکی خویش نداشته ام، می باشم.
 جناب آقای احمد شهید!
شنیدن خبر انتخاب شما به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در ایران، سبب دلگرمی من و بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی شده است، چرا که امید داریم شما بتوانید اوضاع اسف بار زندان های جمهوری اسلامی را به جهانیان منعکس نمایید و ندای مظلومیت من و هم بندانم را به جهانیان برسانید.
جناب آقای احمد شهید!
آنچه امروز در زندان های جمهوری اسلامی میرود، جنایت علیه بشریت است و چیزی کمتر ازاقدامات ضد انسانی استالین در اردوگاه های کار اجباری سیبری ندارد. این اقدامات مختص زندانیان سیاسی نیست، و شرایط زندگی زندانیان عادی نیز کم از فاجعه ندارد. حتما مرگ ناگوار هدی صابر، زندانی اعتصاب غذا کرده، در اثر ضرب و شتم زندان بانان را شنیده اید و قبل تر نیز از جزییات مرگ محسن دگمه چی خبر دار شده اید. حتما مختصری از جزییات پرونده پزشکی اینجانب نیز آگاهی دارید و خود مطلع هستید که حتی اجازه بستری شدن بنده و مداوا در یک بیمارستان را نمی دهند. پس به ذکر جزییات نخواهم پرداخت. اما هدف از نگارش این سطور آن بوده که به شما گوشزد نمایم که اوضاع آن چنان نابسامان است که هر آن می توان انتظار وقوع رویدادهای دلخراش دیگری را داشت. چرا که امروز بر من و دیگر هم بندانم آشکار و بدیهی است که استراتژی این نظام، کشتن بی صدا و تدریجی زندانیان معترض است. آن ها عامدانه تصمیم دارند که ما را نابود کنند و مرگ خاموش ما را تدارک دیده اند، چون از زنده بودن ما، حتی در پشت این دیوارها و میله ها می ترسند.
اما شما به حکم انسانیت، و به حکم مسئولیتی که بر شما تفویض شده است، تعهد دارید که هر آنچه در توان دارید، بکار ببندید، تا سریع تر افکار عمومی دنیا را نسبت به اقدامات شنیعی که در پشت این دیوارها می گذرد خبر دار کنید. امیدوارم که متوجه ارزش پربهای زمان در این مورد باشید و بدانید که هرگونه تاخیر در این اقدام، محصولی جز مرگ دیگر زندانیان سیاسی نخواهد داشت.. لذا از شما انتظار دارم که هر چه سریع تر جهت مسافرت به ایران اقدام نمایید و در این مهم، تاخیری نداشته باشید. چنانچه حاکمیت از ورود شما به کشور و ملاقات با زندانیان سیاسی ممانعت به عمل آورد، خود به تنهایی طشت رسوایی حاکمیتی خواهد بود که همه چیزش بر دروغ بنا شده است.
عیسی سحرخیز
تیر 1390
رجایی شهر
"
بیایید در آستانه نیمه شعبان که آرمانخواهی بشر برای عدالت را تداعی گر است به مدت سه شب از ساعت 10پشت بام ها الله اکبر اعتراضی سر بدهیم و عصرها از ساعت 6.30تا9 شب هرکس در خیابانها حضور دارد بوق اتومبیل ها را بصدا درآورد .بجز مناطقی که بیمارستانها قرار دارند.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۷, سه‌شنبه

بنظر میرسد ما ایرانیان مردمانی نا متحد و ترسو هستیم نه متحد و شجاع،عرب ها دلیریشان را در مقابل دیکتاتورها اثبات کردند،بدون تعصب بخوانید لطفا !

(تیتر کامل:بنظر میرسد ما ایرانیان مردمانی نا متحد و ترسو هستیم نه متحد و شجاع،عرب ها دلیریشان را در مقابل دیکتاتورها اثبات کردند،بدون تعصب بخوانید لطفا !).
بیش از 100 سال است که ما ایرانی ها جسته و گریخته حرکت هایی را برای استقرار دموکراسی در کشور انجام می دهیم و هنوز تازه رسیدیم به جایی که مشتی پیرمرد پیزوری بر این مملکت جوان و مدعی فرهنگ دلیری رستم و شاهنامه حکومت می کنند .هنوز قومیت هایمان را جدا جدا می بینیم.قبول کنید ما مردمانی کم شهامت و ظلم پذیر و نا متحدیم.قبول کنید ما مردمانی هستیم که نان گرم و آب سردمان را بر مبارزه ترجیح می دهیم.ما ایرانی ها ساخته شده ایم برای کنج عافیتی که در آن بتوانیم بر نام خلیج فارسمان ببالیم و نیز نام نامی شاهنامه مان وبنویسیم و بس .ما امروز شاهد کشتار خاموش جوانان با طناب دار هستیم. غیوری از ما رخت بر بسته حتی از کردها و بلوچ ها و آذری ها که تاریخ در کردستان و تبریز و زابلستان از آنها نشانه ها برای ما دارد و با نام بزرگمردانی چون رستم و سهراب و باقرخان و ستارخان خطه دلیرخیزشان همنام و همداستان است.ما مردان ایرانی 30 سال است به جای حمیت و دلیری و شمشیر شیرنشانمان دستمال رقت بر دست گرفته و در محافل و مجالس اشک میریزیم یا نظاره گر اشک دیگرانیم و این یعنی اینکه ما مردان دلیری خود را به رقت قلب زنان قلب کرده ایم .جسارتی به زنان جامعه نمی کنم و حتی معتقدم زنان ما دلیرتر از ما مردان در تحولات جنبش سبز حاضر شدند.هر روز در گوشه ای اعدامی و جنایتی .سیرجان سال گذشته در اعتراض به اعدام 2 جوان بیگناه قیام کرد و بیش از 9 کشته تقدیم کرد اما سایر مردم ایران حمایتی نکردند.فرزاد کمانگر را کشتند کردها نتوق نکشیدند .و امروز اعدام برادران فتحی در اصفهان  و باز خبری نخواهد شد .و این قصه ادامه دارد...تا کجا ؟ تا آنجا که ما دلیر و متحد باشیم.من بیاد جمله ناپلئون بناپارت می افتم که می گوید:انسانها آن چیزی را که ندارند ادعایش را زیاد می کنند و بطنز می گوید برای مثال انگلیسی ها شرف ندارند ولی ادعای آن را زیاد می کنند.من هم معتقدم ما ایرانیها شجاعت و دلیری نداریم و فقط و فقط برای همین پشت شاهنامه و رستم و سهراب گنج عافیت گزیده ایم آری عزیزان ما آنیم که رستممان پهلوان است ما را چه باک از غم کشتار هم میهنانمان.تازه هنر هم نزد ما ایرانیان است و بس.خوب دیگر همه چیز داریم مهمتر تخت جمشید را و افتخار آن را !ببالیم و بمانیم !خواه با عزت خواه با ذلت نمیدانم اگر این شعار الله اکبر را اعراب بما نداده بودند در مبارزاتمان چه کلمه ای در فارسی برایش داشتیم ؟ لطفاعاری از تعصب لینک را مطالعه نمایید.